خدیجه بیست وچهارسال با پیامبر زندگى كرد و سرانجام دربستربیمارى افتاد. پیامبر(ص) كه بربالین او حاضربود، ضمن گفتگوى با وى فرمود: خدا تو را با مریم و آسیه برابرى دادهاست.وقتى روح خدیجه به سوى جهان جاودان پركشید پیامبرسخت گریست. چون درحجون قبرى برایش كندند، پیامبر خود به راه افتاد؛ همچنان كه اشك ازچشمانش میبارید داخل قبر شد و خوابید، افزونتر از قبل گریست و او را دعاكرد.آنگاه برخاست و با دست خویش همسرش را درقبرگذاشت. فاطمه (س) یادگارخدیجه گرد پدرمیگشت، خود را به دامان او می آویخت، بهانه مادر میگرفت و دل دردمند پدر را آتش میزد. پیامبرجزسكوت چیزى نداشت؛ جبرییل نازل شد و گفت: اى پیامبر، به فاطمه بگو خدا براى مادرت قصرى از لؤلؤ ساخته كه درونش آشكار است و درآنجا هیچ سختى و تلخى نیست.
به این ترتیب فرشته الهى پایان رنجها و محنتهاى خدیجه را اعلام كرد.
محققان زمان وفاتش را سه سال قبل ازهجرت میدانند.در سال727ه.ق قبه اى بر قبر وى ساختند كه درسال 1344ه.ق به وسیله وهابیون ویران شد.
موضوعات مرتبط: گنجینه




