مادرم از شما تقاضا دارم که هنگام مرگ من گریه نکنی ، شما باید افتخار کنی که فرزندت به بزرگترین آرزوی خود که سالها در فراق آن می سوخت رسیده است این اشک و اشک های دیگر باید برای آن پیرزنی که کنج کلبه خرابه اش نشسته و تنها پسرش را از دست داده ریخته شود

مادرم تو بدان که جز من پسران دیگری هم داری و می توانی تقدیم اسلام و قرآن نمایی و افتخاری از این بالاتر نمی بینم که در رکاب حسین ابن علی(ع) در کربلای جبهه ها(دانشگاه عشق و ایثار)شهید شوم تا انشاالله بتوانم دانشنامه شهادت را نصیب خود کنم.هر کس در آزمون این دانشگاه پیروز گردد سرافراز و مفتخر است وگرنه در بستر مردن افتخاری نمی تواند باشد
بر همگان وصیت می کنم که وقتی شهید شدم حتما این سخن مرا عمل نمایید((دستهای مرا از تابوت بیرون بگذارید تا دنیا پرستان بدانند که دست خالی از این دنیا میروم و چشم های مرا باز بگذارید تا کوردلان بدانند که کور کورانه این راه را انتخاب نکرده ام ))
فرازی از وصیت نامه شهید ابراهیم صوفی
موضوعات مرتبط: سروقامتان
انتشار بیانات منتشر نشده رهبر انقلاب دربارهی حاج احمد متوسلیان، از دیگر بخشهای این شماره است.
تصویر ویژه این شماره به عکسی از حضور آیتالله خامنهای در کنار پدر بزرگوارشان حضرت آیتالله سید جواد خامنهای اختصاص پیدا کرده است.
خط حزبالله سی و نهمین شماره خود را به شهید حجاب، شهیده مروه شربینی تقدیم کرده است.
نسخهی PDF نشریه در سه نسخهی تابلوی اعلانات، A۴ جهت مطالعه و A۳ برای چاپ و تکثیر بر روی پایگاه KHAMENEI.IRقرار گرفته است و عموم امت حزبالله میتوانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئتهای مذهبی و پایگاههای بسیج توزیع کنند.
موضوعات مرتبط: گنجینه
شهید میثم نجفی متولد 1367 ، یکی از تکاوران سپاه حضرت محمد رسول الله(ص) تهران بزرگ بود که سال گذشته در 12 آذرماه همزمان با ایام اربعین سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به شهادت رسید. از او یک دختر به نام حلما به یادگار مانده است که 17 روز بعد از شهادتش متولد شد. زهره نجفی همسر شهید مدافع حرم«میثم نجفی» نیز درخصوص دیداری که شب گذشته در جمع خانواده شهدای مدافع حرم با رهبر معظم انقلاب داشته است، میگوید: وقتی آقا را دیدم تمام خستگی از بدن من بیرون رفت و تمام سختیهایی که برای دیدار ایشان کشیدم، برایم لذت بخش و شیرین شد و خیلی خوشحال بودم. با این عشق رفته بودم و فقط آرزو داشتم که آقا را از نزدیک دیده و با ایشان حرف بزنم و دخترم را بغل ایشان بدهم که این خستگی برایم لذت بخش بود.
هنگام شام خوردن، کنار سفره حضرت آقا نشسته بودم و فقط توانستم به آقا بگویم:«خیلی آرزو داشتم که دخترم را بغل شما بدهم و در گوش او اذان بگویید، چون بچهام بعد از شهادت پدرش به دنیا آمده، هر چند که دیر شده ولی باز هم دوست دارم» که آقا گفتند:«نه، دیر نشده، چرا دیر شده؟» دخترم، حلما که تازه با هزار زحمت در بغلم خوابیده بود را یک نفر از محافظان ایشان از من گرفت به حضرت آقا بدهد که بیدار شد و گریه کرد ولی بغل حضرت آقا که دادند آرام شد و خیلی آرام در بغل ایشان نگاه میکرد و آقا در گوش او اذان گفتند. بعد از آن به آقا گفتم:«خیلی برایمان دعا کنید.» خیلی حرفها داشتم به آقا بگویم که نتوانستم بگویم چون نه وقت و نه جای حرفهای من بود.
همسر شهید نجفی درباره احساس خود از لحظه دیدار با حضرت آقا میگوید: حسم قابل وصف کردن نیست، چون فقط اشک میریختم. فقط تمام فکرم این بود که دخترم را بغل آقا بدهم و حتی اصلا حواسم نبود که چفیه یا انگشتر ایشان را هدیه بگیرم. از وقتی دخترم به دنیا آمد، تمام فکرم این بود که یک روز آقا را دیده و بچهام را به ایشان بدهم تا در گوشش اذن بگویند. چون پدرش اذان نگفته بود، دوست داشتم که آقا این کار را انجام دهند.چهارشنبه 9 تیرماه سالروز تولد زهره نجفی، مادر حلما است. او میگوید: زمانی که دیشب در بیت رهبری به همه التماس میکردم اجازه دهید آقا را از نزدیک ببینم و دخترم را بغل ایشان بدهم، میگفتند:« نمی شود» چون دیدار عمومی بود و قرار نبود کسی خصوصی به دیدار ایشان برود. چند نفری کنار سفره افطار خدمت ایشان رسیدند. یک لحظه که دخترم بی قراری و گریه کرد، اشک ریختم و گفتم:«میثم خودت میدانی، برایم درست کن» وقتی که دیدار از نزدیک انجام شد، اول از خدا و بعد از شوهرم تشکر کردم و به میثم گفتم:«باز هم هدیه تولدم را دادی. این مرتبه بیشتر از همیشه خوشحالم کرد.» مدتی است به خودم میگفتم 9 تیرماه برسد من چه کار کنم؟ همسرم هر سال برایم هدیه تولد میگرفت که امسال هدیهام را جلو جلو داد و بهترین اتفاق زندگیام دیدار دیشب با آقا بود.
موضوعات مرتبط: گنجینه
مراقب زندگی مان باشیم نکند کار بجایی برسد که عادت کنیم به زندگی به چشممان به روی خیلی چیزها ببندیم خدارا..قیامت را.. هموطن را..
وقتی رهبری(۱) مدام از رسیدن وعادت کردن به زندگی اشرافی گری صحبت میکند وهشدار میدهد.
شنیده بودم بزرگی گفته بود که در هنگام جنگ فرق مرد با نامرد معلوم میشودشنیده بودم در هنگام سختی میشود دوست و دشمن را شناخت نمیدانستم در صلح و ارامش هم میشود این کار اتفاق بیافتد.
روزگاری مردان مردی از جنس نور برای دفاع ازحریم حرم دست از همه چیز خود شستند ورفتند نگاهی هم به فیش حقوقی خود نکردند واز مزایا ورقم آن خبر نگرفتند عده ای که هیچ کاری نکردند صدایشان بلند شد که چرا مگر کشور ما درگیر جنگ است بعضی پا را فراتر گذاشتند و گفتند چقدرپول گرفته ای حقوقت چقدر است که بجنگی؟ نمیدانستند که این بار باکسی دیگر معامله کرده اند آنها تاجران عشقند وخریداران هوای حرم.
شما که اینجا در داخل کشور در آرامشی که مدیون همان ها هستید در ویلای خود کنار خانواده در حالی که خود را انقلابی میدانید نگاهی به فیش حقوقی خود کرده اید اینجا نه جنگ است ونه کشته شدن..چقدر میگیری زندگی کنی
فیش حقوقی تو با آن جوان که تمام زندگیش را کف دست گذاشته وبرای آرامش زندگی توبه شهادت می رسد چقدر فرق دارد فیش او نه حق مسکن دارد ،نه حق تحصیل، نه حق اوقات فراقت، نه حق هزینه موبایل ،نه حق لباس....
هیچوقت فکرد کرده ای که پولی که اومیگیرد(آیا میگیرد یا نمیگیرد) به اندازه ی کدام حق و مزایای توست.
او در خان طومان است و تو در خوان تومان
عجب رازی در کلمات هست...
***
(۱) رهبر انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار با با هیئت دولت به موضوع اخیر حقوق های کلان اشاره و تأکید کردند: موضوع حقوق های نجومی، در واقع هجوم به ارزش ها است اما همه بدانند که این موضوع از استثناءها است و اکثر مدیران دستگاهها، انسانهای پاکدست هستند، اما همین تعداد کم نیز خیلی بد است و باید حتماً با آن برخورد شود.
ایشان با اشاره به دستور رئیس جمهور به معاون اول برای پیگیری موضوع خاطرنشان کردند: این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری، و نتیجه آن به اطلاع مردم رسانده شود. رهبر انقلاب اسلامی گفتند: بر اساس اطلاعاتی که به من رسیده است، میزان دریافتی مدیران در بیشتر دستگاهها، در حد معقول است و دریافتی های کلان، مربوط به تعداد اندکی از مدیران است که باید با همین موارد اندک هم برخورد قاطعانه انجام شود.
موضوعات مرتبط: گنجینه
موضوعات مرتبط: گنجینه





